|
سلام این آخرین تست شخصیت شناسى است كه این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً كار دشوارى نیست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنید. یك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد كه بتوانید امتیازهایى كه گرفته اید را جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع كنید:
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی را به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی... +++++++++++++++++++++++++++++++++++ کاش همین نامه رو به یار دیگه اما اینبار جدی حدی بخونین !!! وقتش نشوده تو کارامون کمی نجدید نظر کنیم ؟؟؟ منبع نامه : http://asano.blogfa.com/
سلام یکی از ترین ها بودن می دونین چه کیفی داره ؟ اگه دقیق بخوام بگم ... من هم نمی دونم ... چون من هم مثل خیلی ها ( اینو تاکید می کنم که خیلی ها ) ترین نیستم ... اما می تونم حس کنم که ترین بودن خیلی هیجان انگیزه ... اینکه بدونی تو یه چیزی از همه بهتری و این بدونی که همه اینو می دونن ... حالا این ترین می تونه با سرعت ترین باشه !!! توی ادامه مطلب لیست سربع ترین ها رو براتون آوردم که یکیشون از جنس خودمونه ! اینم اولی کاری بگم که من دزد نیستم ... پس : منبع : http://www.funparsi.com تا بعدا یا حق !
یکی را پرسیدند : وزیر بهداشتت را چرا زن انتخاب نمودی ؟ گفت : زنان بعضا دچار بیماری هایی می شوند که حیای آنها مانع می شود که با کسی در میان بگذارند و اگر وزیر یهداشت زن باشد آنها راحت تر می توانند در مورد بیماری های خود صحبت کنند !
پی نوشت ۱ : کاش دوربینی هم بود که بعد از جواب دادن از قیافه ی خبرنگاره فیلم بر می داشت ! پی نوشت ۲ : پیدا کنید پرتقال فروش را ... ! پی نوشت ۳ : هنوز اولشه ... صبر کنین ۴ سال بگذره ! پی نوشت ۴ : هلو جای هلو می نشیند !
NEDA died with open eyes shame on us who lives with closed eyes
وطن يعني دويدن در پي نان وطن يعني کمک کردن به لبنان وطن يعني عرب را چاق کردن معلم هاي خود را داغ کردن وطن يعني خريد تايد و شامپو وطن يعني رئيس جمهور هالو وطن يعني صف نون و صف شير وطن يعني همش درگير درگير وطن يعني همين بنزين، همين نفت همين نفتي که توي سفره ها رفت وطن يعني که اصلاحات "چيني" وطن يعني که روي خوش نبيني وطن يعني همين آيينه دق وطن يعني خلايق هر چه لايق پی نوشت ۱ : شعر مال خودم نیست پی نوشت ۲ : این ۴ سال رو چه جوری سر کنیم ؟ پی نوشت ۳ : ......
هواپيمايي در قزوين سقوط كرد و خيلي ها كشته شدن ... هواپيمايي تو فرودگاه مشهد سقوط كرد و خيلي ها كشته شدن ... هر روز كلي تصادف توي جاده ها اتفاق ميافته و خيلي ها كشته مي شن ... بعضي ها توي دريا غرق مي شن ... بعضي ها خود كشي مي كنن ... بعضي ها رو گاز خفه مي كنه ... بعضي ها توي جنگ كشته مي شن ... بعضي ها هم اونقدر پير ميشن كه ديگه نمي تونن زندگي كنن و مجبوري مي ميرن ... بالاخره يعني همه يه روزي يه جوري ميميرن !!! حالا دوباره مطالب بالا رو يكي يكي بخونين و خودتون رو جاي همون آدم ها تصور كنين ... كدوم يكي آسونتره ... كدوم يكي بهتره ... و اگه يه شب عزرائيل يه شب بياد تو خوابت و بگه خودت انتخاب كن كه چطوري بميري ... كدوم يكي رو انتخاب مي كني و چرا ؟
زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست هر كسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد نمي دونم چرا ييهو حال كردم اين شعر رو بنويسم !!! اصلا حالم خوب نيست ... دارم ديوونه مي شم تنهايي و دلتنگي و علافي داره مي كشتم ... نگراني جواب هاي كنكور هم از يه طرف ... دارم ديوونه ميشم كسي پيشنهادي برام نداره ... ؟؟؟
سلام هرکی مَرده ... روزش مبارک !!! یه تصمیمی گرفتم ... تصمیم گرفتم وقتی آپ می کنم وبلاگ رو نرم داد و هوار کنم که ای مردم من آپ کردم بیاین نظر بذارین خب اگه کسی از وبلاگم خوشش اومده باشه خودش می آد ... اگه هم خوشش نیاد که به زور نمی شه آوردش هر چند ممکنه نظرات وبلاگم کم بشه ولی این نظرهای کم خودش کللی ارزش داره ! مگه نه ؟؟؟ نمی دونم تا حالا کتاب های پائولو کوئیلو رو خوندین یا نه ... یه کتابی داره به اسم "پدران فرزندان نوه ها" که پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش توی ادامه ی مطلب یه داستان کوتاه خیلی قشنگ از این کتا براتون گذاشتم من که خیلی خیلی خوشم اومد ... امیدوارم شما هم خوشتون بیاد ! تا بعدا یا حق ! یادمه سال پیش وقتی چند تا مطلب در مورد دروغ های یه نفر نوشتم ... نصف بیشتر نظراتم این بود که حرف سیاسی نزن و قاطی این چیزا نشو که خطرناکه ... اما مگه میشه قاطی نشد ؟ مگه میشه چشم رو روی حقایق بست و با دور و بر کاری نداشت ؟ مگه میشه نسبت به کشوری که توش زندگی می کنی بی توجه بود ؟ هرچقدر سعی می کنم نمی تونم نسبت به آدمهایی که توی چشمم نگاه می کنن و دروغ می گن بی تفاوت باشم ؟هر کاری می کنم نمی تونم نسبت به خون هایی که الکی و فقط به خاطر بلند کردن صدای اعتراض ریخته شدن بی تفاوت باشم ؟
آقای احمدی نژاد ... صندلی ریاست جمهوری این همه با ارزش هست که به خاطرش به این همه ایرانی دروغ بگید ؟ ارزشش آنقدر هست که خون جوونها رو زمین بریزید و آرامش رو از زندگی اونا بگیرید و اونها رو خس و خاشاک و اغتشاشگر بنامید ؟ یک قطره خون این جوونهای بی گناه هزاران هزار بار با ارزش تر از یک عمر زندگی شخصی چون شماست می خواهید ۴ سال در این مملکت حکومت کنید ؟ برای کدام ملت ؟ با کدام اعتماد ؟ با کدام مشروعیت ؟ آیا خانواده ای مانده که داغدار نکرده باشید ؟ آقای احمدی نژاد ... با زور دولت ایجاد می کنید ؟ آیا می توانید اداره هم کنید ... با زور ؟ حال آیا می شود سکوت کرد و ساکت نشست ؟ خدا خودش کمکمان کند ... ۴ سال دروغ را چگونه باید تحمل کنیم ؟؟؟ خدا خودش ایران را نجات دهد ... آمین
|